بلاخره تموم شد.حالا خوب يا بد هر چي بود تموم شد.امتحانا رو مي گم. اين چند وقته فكرمو مشغول كرده بودن.الان ديگه فقط بايد اميدوار باشم به اين كه خوب داده باشمشون و اين كه استادا نخوان اذيت كنن تو نمره دادن (كه البته يكيشون100%اذيت ميكنه!!) يه استراحت تا شروع ترم ديگه. اين خيلي خوبه مي تونم هر كاري خواستم بكنم . خيلي منتظر اين فرصت بودم همه كارامو انداخته بودم واسه الان ولي حالا كه رسيد نميدونم چي كار كنم .همش يادم رفته.شايدم الان هيجان تموم شدن امتحانا نميذاره تصميم بگيرم. امروز كه داشتم روزنامه ها رو ورق ميزدم يه مطلبي تو روزنامه شرق ديدم كه نوشته بود:(به طور متوسط روزي يك دانشجو خود كشي مي كند!) حالا دلايلش چيه؟ شايد يكيش اين باشه كه وقتي يه نوجوون دوران دبيرستان رو ميگذرونه فكر مي كنه دانشگاه يه جاييه كه از شر درساي مزخرف دبيرستان خلاص ميشه و همون طوري كه مي خواد ميره جلو. ولي وقتي به كنكور ميرسه با حساب سهميه ها و خريد سوالا و.... ميبينه اون چيزي كه مي خواد و واقعا مي تونه قبول نميشه.(ماشالا همه هم از بچه هاشون مي خوان دكتر و مهندس بسازن!) حالا اگه شانس بياره و خودشو بكشه و يه رشته قبول شه (حالا صرف نظر از جاش كه البته خيلي هم مهمه)تا وارد دانشگاه ميشه مي خوره تو ذوقش.از بر خورد مسئولا با دانشجو ها گرفته تا بعضي استادا كه فقط ادعاشون ميشه و البته درساي بي ربط كه ادم ميگه صد رحمت به دبيرستان! بعدشم ميبينه اينده شغلي هم نداره (مخصوصا اگه دختر باشه) . الان يه عالمه رشته تو دانشگاه ها هست كه هيچ كدومشون شغل درست و حسابي ندارن.(بلاخره بايد ملت به خصوص جوونا رو يه جوري سر گرم كرد يا نه؟!) ولي واقعا همه اينا يا هر دليل ديگه اي ارزششو داره كه ادم خودشو بكشه؟؟ شايد اينايي كه تا حالا فكر خود كشي هم نكردن خيلي بد بخت تر از اونا باشن. نميدونم ولي اميدوارم اين امار هر چه زود تر عوض شه البته در جهت مثبت! خب از اينم بگذرم بهتره! راستي خيلي نامرديه !همه جا رفت غير از اينجا. همه رو خوشحال كرد غير از ما . همه تا صبح از اومدنش خوشحال بودن. به خاطر اون تو خونه بند نمي شدن براي اينكه بتونن از نزديك لمسش كنن. اونوقت پيش ما نيومد حتي واسه يه ساعت !ما كه اينقدر منتظرش بوديم . برف رو مي گم ! يعني بازم منتظر بمونيم؟ كاش بياد!!!!