سه روزه دارم از گلو درد و تب میمیرم بعد خودم هم تشدیدش می کنم . اصولا و اساسا آدم که مرض و کرم و اینا داشته باشه می شه مث من!

این امتحانای ... پایان ترم هم باز داره شروع می شه و باز ترجیح می دم نخونم.

 اتاق لعنتی من از 60 جهت به کوچه، انواع و اقسام در و پنجره و روزنه و سوراخ و حفره و اینا داره

ملت همیشه در صحنه هم به جای اینکه برن در صحنه حضور به هم برسانند!!! ریختن زیر پنجره اتاق من و تمام مسائل اساسی مملکت رو دارن حل می کنن.

یکی شون بچه اش گم شده همین جوری که صداش می زنه همزمان به 29 نفر سلام می کنه. با 40 نفر ادامه ی بحثشو می ده و با دو سه تا بچه ی دیگه دعوا می کنه. ظاهرا بچه ی خودشو یادش رفته!

اون یکی یه بچه ی دیگه رو یعنی آورده ببره بیرون  این قدر با این همسایه ها حرف می زنه که هوا تاریک

می شه. تصمیم می گیره برگرده خونه. باید رئیس جمهور که اومد پیشنهاد می دادم یه مهد کودک زیر پنجره ی اتاق من بسازه (البته پسرونه دخترونه جدا)

این وسط یه پسر 12- 13 ساله  رو سر دو نفر دیگه داره میاد!!

پاش شکسته دوستاش بغلش کردن.

منم که دارم خفه می شم یعنی اومدم یه کم هوا بخورم خیر سرم!

همه ی اینا + هفت هشت نفر دیگه که هر کدوم در حال انجام یه عملیات ژانگولرن دارن بلند بلند جیغ و داد می کنن.

خب منم ضبطو تا ته زیاد می کنم جوری که خودم هم دارم کر می شم  ولی می ارزه بذار صدا به صدا نرسه( ایضا قضیه کرم صادقه!)

 می رم تلوزیونو روشن می کنم: داره یه کلیپ عربی پخش می کنه :یه خانم و آقایی در رومانتیک ترین حالت ممکن وایسادن! یه موزیک رومانتیک تر هم پخش می شه.  آقا داره به یک فروند "خر" غذا می ده و خانم از کنار سرش قلبه که می زنه بیرون. من نمی دونم چه ربطی داره؟ کجای این صحنه رومانتیکه؟ حالا اگه شتر بود می شد ربطش داد!!!!

 

 

در همین لحظه یکی از تاریخی ترین

های قرن می رسه!Sms

 

Dvd دوست گرامی میگه فیلم....رو برام از رو هارد بریز رو

 

 خام ندارمDvd  می گم

 

می گه : آره اگه امکان داره!!!!

 

یکی ترجمه کنه. چی امکان داره؟ کجا امکان داره؟چی کار باید کنم؟ من کیم؟ اینجا کجاست؟

 

 مقادیر متنابهی مهمان بدون اطلاع قبلی شبیخون می زنن من از اتاق بیرون نمی رم و به همه سفارش می کنم که اگه کسی سراغمو گرفت (اگه) بگین مرده و خودمو می کشم صدای سرفه ام در نیاد!

 

خداوندا ملتی داریم بس زیبا و همچنان داریم زندگی می کنیم  با خوشحالی هر چه تمام تر  و اجالتا از رو نخواهیم رفت....

 

در اینجا شاعر میگه:

 

اگر بر لب

رخت لبخند

چشم لب

به گاو باز زیبا بدوزی

رشکم را

از نگاه گاو

انبان مرگ

به جایگاه می پاشم.

 

 

به جان خودم شاعر می گه.